با اینهمه، پرسش این است، چطور باید شهروند فیلسوف داشت وقتی که پیچیدگی امری غیرطبیعی تلقی میشود؟ رخدادی غیر عادی، چیزی که در امتدادِ آن لزوما شرحی و سادهسازیای خواهد آمد. ذهنِ تنبلِ شهروندِ مدرن را چطور باید وادار به پذیرش پیچیدگی کرد حال آنکه پیچیدگی ذاتا با پرش به بیرون همراه است و با تکرار و حتی فروبُردنِ غیرعادلانه شهروند در فرایندهای پیچیده نمیتوان از او یک گوسفند پیچیده پدید آورد، و هنگامی که تحقق شهروند فیلسوف در ابتدائیاتش تا این حد غیرممکن مینمایاند، چطور باید به مسئله نگریست و چطور باید آن را پیگیری کرد؟
برچسب:
نویسنده: مریم موسویپور